يادداشت‌ها و تحليل‌های وبلاگستان درباره بحران بنزين
واكنش‌ها به سهميه‌بندی بنزين همانند جامعه واقعی ايران، وبلاگستان را نيز تحت تاثير خود قرار داد و مطالب زیادي پيرامون اين مسئله نوشته شد...
واكنش وبلاگ‌نويسان به مسئله ترويج ازدواج موقت
سخنان وزير كشور درباره لزوم گسترش جسورانه ازدواج موقت در كشور، بازتاب‌های بسيار گسترده‌اي در جامعه وبلاگي ایران پيدا کرد...
پرونده جنجالي افتخارات وبلاگ نويسان
يكي از پر سر و صداترين حركات جمعي طنزنويسي در وبلاگستان. بي‌لاگرها اينجا از افتخاراتي كه در طول زندگيشان کسب كرده‌اند سخن مي‌گويند!
صفحـه اصلي | وبلاگ | بهترين‌ها | بـلاگفيــد | تماس | ارسال لينک

Sunday, June 10, 2007

پرونده جنجالی افتخارات وبلاگرهای پارسی!

بایگانی قبلی (تکمیل نشده): وبلاگستان در سفر خانم انوشه انصاری به فضا

لیست افتخارات من / رضا ساکی
با جلال سمیعی تصمیم گرفتیم به رسم برخی از وبلاگ ها که افتخارات خودشان را به رخ می کشند افتخارات خودمان را به رخ بکشیم. شما هم به رخ بکشید و بلینکید.
ــ دارای رفاقت با بچه های نشریات مختلف
ــ یکبار تلفنی با سجاد صاحبان زند حرف زده ام......

تالار افتخارات ما --- شما هم افتخارات خود را فهرست کنید / جلال سمیعی
از آن جا که این روزها مد شده است آدم‌ افتخاراتش را در وب‌لاگش بنویسد، من و عبید شاکی هم تصمیم گرفتیم سوابق مجاز و گفتنی‌مان را توی وب‌لاگ‌هامان بگذاریم تا عبرتی باشد برای نونهالانی که به این عرصه (کدام عرصه؟) پای می‌گذارند.
عناوین، افتخارات، رزومه‌ی کاری و غیره‌ی من کمترین:
خواننده‌ی نشریات معتبر فقید ایرانی هم‌چون گل‌آقا، جامعه، توس، آفتاب و ... .
دارای بیش از 5 وب‌لاگ مشهور و گم‌نام در عرصه‌ی وب
لینک گرفتن از بیش از 49 سایت و وب‌لاگ معتبر.....

افتخارات مهدی مولایی / سردبیر هفت‌سنگ
نويسنده، روزنامه‌نگار، مترجم، عکاس و بيکار
دارای ۲۴ سال عمر بدون تجربه شکست عاطفی.....

افتخارات محمدرضا جمالی فرد، فیلم‌ساز مستند و گزارشی
در راستای برنامه "به‌ رخ كشون" و غيره و رفيق شاكی‌اش، به رخ می‌كشم؛ باشد كه آيندگان پند گيرند:
مالكيت اولين دوچرخه با چرخ كمكی در خانواده
رفاقت چشم‌گير با بعضی دوستان
در صف گذرنامه ستارخان، جلوی استاد "عزت‌اله انتظامی" ايستاده‌ بودم (الف تا دال در يك صف بودند)
مسلط به زبان مادری.....

يك كاميون نوشابه براي خودم / ناصر خالدیان
از آن جا که اين روزها مد شده است آدم‌ افتخاراتش را در وب‌لاگش بنويسد... » ما هم شمه‌اي بسيار كوتاه از افتخارات بي‌بديل و رزومه‌هايمان را در سايدبار وبلاگمان نوشتيم تا بدانيد وبلاگ چقدر در كسب افتخار مهم است و اصلاً اگر وبلاگ نبود اين همه مصلح و مبارز و ادبا و فقها و سياستمداران از كجا معلوم مي‌شدند؟
باشد كه بدانيد با كي طرفيد:
نويسنده، پژوهنده، گرافيكنده، طراحنده، زورنامه‌نگار، خبرننگار، شاعر (مثل همه)، عارف، معروف، اديب، ميكروب‌شناس، جامعه‌شناس، روان‌شناس، خداشناس و سرشناس
يك بار با دمپايي سوسكي را كشتم و خانواده‌اش از قصاص گذشتند!.....

افتخارات شهرام شهیدی-بخش اول / هفت خط
بنا به دعوت دوستان ( که همین نشان می دهد من چقدر مهم هستم )بخش اول افتخارات خود را یادآوری می نمايم.
زین پس هر شب این افتخارات به روز می شود
نام کوچک پدربزرگ من و شاملو يکی ست
بهرام بيضايی در تئاتر شهر جواب سلام مرا نداده است
شاملو هم مثل من جايزه ی نوبل ادبيات را نبرده است.....

افتخارات وبلاگی جادی / وبلاگ کی‌بورد آزاد
جو گیر نشدن سریع و کنترل به خود که نتیجه اش این است که از همه دیرتر افتخاراتم را نوشتم و در پرونده افتخارات وبلاگ نویسان نیستم!
دارای یکی از دماغ های اصیل که چیزی فراتر از بینی است
برنامه ریزی در طول پنج ثانیه قبل برای نوشتن یک برنامه آنلاین تولید کننده اتوماتیک لیست افتخارات وبلاگی برای ستون کنار وبلاگ. اگر کسی علاقمند بود این پروژه جمع و جور و بامزه در صورت مشارکت دوستان بامزه اجرا بشه اینجا رو یک نگاه بندازه.

افتخارات من / ارژنگ حاتمی

كسب معدل 20 در سال هاي اول و دوم و سوم دبستان.
تصحيح ورقه هاي امتحاني درس رياضي در سال اول راهنمايي.
نديدن بيست قسمت اول سريال نرگس.......

رزومه شخصی / سایه پروانه
نویسنده ی وبلاگ های متعدد در سرویس های بلاگفا، آفتابه لاگ(پووووووووف)، میهن بلاگ(البته بستنیش خوشمزه تره)،بلاگر،پرشین لاکپشت( لازم به ذکر است که جدیدا مثه غورباقه جهش کرده)
دارای ام پی تری با حافظه 20 گیگ و دائم الهنگ! (همیشه در هنگیدن به سر می برد)
یک بار به مدت 12 ساعت و 45 دقیقه و 3 ثانیه گوشیم را بر روی گوشی پسرداییم دایورت کردم و کلی بهش خندیدم....

این من هستم / سالهای ابری
از وقتی مد شده آدم افتخاراتش را در وبلاگش بنویسد، بنده نیز وسوسه شدم شما را در جریان امور قرار دهم باشد که همگی با هم رستگار شویم.
دارای کارت خبرنگاری کپی برای عبور از طرح ترافیک
مسلط به تایپ با انگشت اشاره
دیدار از نزدیک با متروی کرج ـ تهران (از پشت شیشه اتوبوس)
دارای صندلی کامپیوتر.....

افتخارات من / حزب جوانان زیر آفتاب
چاپ نقاشی‌های ۵سالگی من در مجله اطلاعات هفتگی
دست دادن با ایرج جمشیدی، فریدون عموزاده خلیلی و پیام فضلی‌نژاد
دریافت لوح بهترین خبرنگار نوجوان از دست غلامحسین کرباسچی.....

افتخارات وبلاگی / پابرهنهِ برخط
از آنجائی که این‌روزها مد شده آدم افتخارتش را در وبلاگش بنویسد، بندهِ حقیر هم در انتهای جوگیری نوشتم آنچه وبلاگم کم داشت.
به دنیا آمدن (کلا)
از دنیا نرفتن در سن 32 سالگی!؟
تگری زدن به لباس خان‌دایی در سن 2 سالگی
خوردن خمیردندان در 3 سالگی
سرقت غیر مسلحانه آب‌نبات از مغازهِ سر کوچه در 5 سالگی
کسب هیچ عدد تقدیرنامه از کلیهِ جشنواره‌های داخلی و خارجی.....

قسمتی از افتخارات اينجانب به کوشش سوگلی
در راستای اینکه برادر جونمی! و داداش نابغه! در یک حرکت انقلابی سند افتخارات گهربارشون رو به شکل یک مشت محکم در دهن استکبار! کوبیدن و بسیاری از دوستداران عرصه ی علم و ادب نیز در این حرکت به این دو بزرگوار پیوستند بنده هم خودم رو می برم زیر ذره بین و یکم از خودم افتخار در می کنم!
- متولد شدن توسط خوش تیپ ترین دکتر وقت به گفته ی ناظران و شاهدان (کسایی که آگاهی به علم پزشکی روز دارن در جریان پیچیدگی این مرحله و درصد بسیار بالای عدم موفقیت خیلی ها!!! هستند.)
- در ده ماهگی به آب می گفتم : حاصل پیوند شیمیایی بین مولکول های اکسیژن و ئیدروژن
- پشت سر گذاشتن اولین ماجرای عاشقانه در سن زیر دو سالگی!
- فرار از دست مربیان مهدکودک به دفعات! و پنهان شدن در زیر مبل زرشکی واقع در اتاق مدیر به مدت چند ساعت جهت خوردن شوکلات!....

افتخارات من / جان عشاق
جلال و رضا در راستای شفاف سازی و احتمالا به تاسی از بعضی برادران غیور اقدام به انتشار کامل موارد افتخارات خود نمودند که ظاهرا شدیدا دچار استقبال از جانب برادران و خواهران دیگر شده است . ما هم خواندیم و خوشمان آمد . گفتیم قبل از اینکه کسی اقدام به افشاگری و یا نمایاندان نیمه های پنهان ماهمان ( اخر ما خیلی ماهیم !) بنماید خودمان دست به کار شویم و به دعوت جلال و رضا لبیک بگوییم !
جوانترین خبرنگار جهان. ( در دو سالگی با توجه به استعداد فوق العاده ام ، خبرنگار فعال خانه بودم و در مورد برادرهایم افشاگری می کردم !)
اولین نقاشی ام را در یک روزگی و داخل قنداق کشیدم .
اولین مجسمه را ... ولش کن!.....

افتخارات من / حامین
رآی ندادن به احمدی نژاد!
دوست داشتن بیش از حد گوگل!
داشتن عینک (طبی) در سن 18 سالگی!

افتخارات نیما / وبلاگ کارپه‌دیم
نام من الهام بخش بسیاری از شاعران فارسی‌زبان شعر نو می‌باشد
پرواز هواپیماهای شکاری را از نزدیک دیدم حتی یکبار یکی از آنها را لمس هم کردم
عضو سابق نویسندگان سایت معروف صبحانه
جز اولین استفاده کنندگان فید در ایران.....

افتخارات فؤاد / وبلاگ راه من
کد داوینچی را قبل از اینکه توقیف شود خریدم و خواندم و به دیگران توصیه کردم.
استفاده از ویندوز اکس‌پی به عنوان سیستم عامل!
حضور در مسابقات مردان آهنین به عنوان بیننده‌ی تلویزیونی.....

افتخارات امین ثابتی در طول 21سال زندگی / وبلاگ ندای امروز
به علت اینکه بلاگرهای زیادی در این مدت افتخارات خود را به رخ این و آن کشیده‌اند، من هم در اینجا لازم دانستم که افتخاراتم را بدون هیچگونه کم و کاستی بگویم:
کار کردن در داروخانه به مدت 6 سال به عنوان نسخه‌پیچ!
دعوت نشدن به همکاری توسط نشریاتی مانند نیویورک تایمز، واشنگتن پست و...
رقصیدن در دامادی دایی گرامی
خواندن روزنامه‌های توقیف شده‌ی صبح امروز، آسیا و شرق....

افتخارات مهدی حکیمی / وبلاگ روبو
اولین بلاگر جهان متولد پای درخت سیب ترش حیاط خانه‌ی سابق پدریم هستم.
دارای سه عدد فیش گاز و برق پرداخت نشده.
دارای سابقه حمله مسلحانه به اولین زن فضاگرد جهان، انوشه انصاری، قبل از سفر به فضا
دارای انگیزه سرقت ادبی....

و اما افتخارات من / وبلاگ ثانیه‌ها
خوب دیدیم همه افتخاراتشون رو دارند پابلیش میکنند . ماهم همین کا رو کردیمافتخارات خردسالی :
سر کار گذاشتن خانواده به مدت 24 ساعت برای بدنیا اومدن بنده
شکستن دست راست به دلیل بازی با درچرخه کورسی 28 در 2 سالگی
زبح شرعی یک عدد سوسک در 3 سالگی.....

افتخارات من / خانه خیابان مانگو
بحث جالبی اتفاق افتاده است - اول افتخارات نیما را دیدم . بقیه ی اتفاق ها را هم در لینک زیر ببینید
این هم از افتخارات من - توضیح : به جان مادرم همه ی افتخارات واقعی ست
شان پن را از نزدیک دیده ام
کوروش ضیابری را از نزدیک ندیده ام
مانا نیستانی دو بار به خانه مان زنگ زده است
یک بار به یه دختر شماره دادم زنگ نزد
دو ماه پیش وبلاگم هک شد
تا به حال رای نداده ام
منصور ضابطیان را با زیر شلواری دیده ام.....

و این هم لیست افتخارات بنده / وبلاگ مارمولک
اولین مارمولکی که توانسته وبلاگ بنویسد
استاد دایره‌دادن با دود قلیون
استفاده از فایرفاکس برای گشت‌زنی در اینترنت.....

افتخارات داریوش بلادی در 25 سالگی! / داریوش کبیر
برنده چند نشان رکورد زنی در سری بازیهای آتاری
توانایی کامل در ریفرش کردن اینترنت اکسپلور
چت کردن در حالت اینویزیبل
لینک دادن سایت های اپوزسیون به علت همینطوری به وبلاگ حقیر.....

افتخارات من / علیرضا یعقوبی
خب از اونجاییکه ملت دارند افتخارات خودشون رو مینویسند بنده هم حیف دیدم تا شما از افتخارات عدیده رسمی و غیر رسمی بنده مطلع نباشید.البته لازم به ذکر میباشد که اینها تمام افتخارات بنده نیست بلکه گوشه از انها میباشد که متاسفانه به علت کمبود جا و ترس از چشم خوردن از سوی تعدادی از وبلاگنویس نماها،تعدادی اندکی از انها را نقل میکنم امید است که مورد استفاده دوستان عزیز واقع گردد.
دارای مدرک منگوله دار دیپلم از یکی بهترین دبیرستان های شهر که به تایید رسمی قسمت ضد جاسوسی سازمان سیا رسیده است.
تسلط کامل بر دو زبان زنده دنیا یعنی فارسی و نیشابوری.
احاطه کامل بر تعدادی از ورزشهای ملی میهنی همچون مارپله و یک قل دو قل و... و لازم به ذکر است که تا حد رفع نیاز بر ورزش تیله بازی(توشله بازی سابق) نیز مسلط میباشم......

افتخارات نیما افشار نادری / وبلاگ امشاسپندان
خوب حالا درست که همین دو سه ساعت پیش آپدیت کردیم...ولی چه کنم که این برادر نیما افشار نادری( متخلص به پندار) صاحب یک عدد ذره بین طلایی، رنکینگ شش، یک عدد فوتوبلاگ، یک فقره دوربین با لنز(!)، یک عدد گوشی سی و سه ده نوکیا و یک پراید گیر داده است که فی الفور لیست مفاخرش را در وبلاگم بگذارم( چرا که خود وبلاگی شخصی ندارد! اخیییییی). من هم که می دونید دیگه...خراب رفیق و آخر معرفت...ولی خدایی این نهضت مفاخرنویسی که چند روزی هست راه افتاده خیلی باحاله ها:)) مبسوط خندیدیم. حالا این شما و این هم لیست دو کیلومتری افتخارات نیما افشار نادری، این ابرمرد عرصه سایبر(!):
گیتار شماعی زاده را یک بار در فلکه ی گازور شیراز دیدم.
بلیت کنسرت فرامرز اصلانی را در آلبوم عکس شخصی ام نگه داشته ام....
وبلاگ نیک اهنگ کوثر را هر روز می خوانم.
یک بار هنرپیشه ای زیبا روی، به من گفت دوستت دارم، صحنه ی بعدی، تام کروز را نشان می داد....

افتخارات خورشید خانوم
حیف که دارم می رم مسافرت وگرنه حتما منم لیست افتخاراتم رو می نوشتم. خیلی باحاله! هرچند احتمالا به زودی یه عده آدم بزرگ می یان همه امون رو دعوا می کنن که بچه های بدی بودیم و سربه سر بچه مردم گذاشتیم. فعلا بزرگترین افتخارم رو بگم که یه بار ده بار پشت سر هم گوزیده ام (البته مطمئنا به پای کاوه نمی رسم ولی چون کاوه وبلاگ نداره نمی تونه پوزم رو بزنه!) بقیه اش رو برگشتم می نویسم....

افتخارات مریم مهتدی / وبلاگ صفحه سیزده
در راستای پرونده ی نوشتن افتخارات در وبلاگشهر بر آن شدم(!) که مقداری چند از افتخارات خودم را بنویسم.قبل از نگارش لازم به ذکر است(!) که اکثریت ۹۰ درصدی افتخارات من به "پیچاندن" و "پیچانده شدن" مربوط می شود!
رکورد دار بیشترین زمان چت کردن به مدت ۸ ساعت بدون وقفه!
به آتش کشیدن نمازخانه مدرسه نمونه مردمی سمیه کرج در اول راهنمایی
پیچاندن سی دی فیلم "کما" از حامین از سال ۸۲ تا الان!!!
یک بار روز جمعه با صدف ماشین برداشتیم رفتیم آمل!!! خانواده زنگ زدن گفتیم انقلابیم!.....

افتخارات خود‌شیفته / وبلاگ سورئالیست
دارای بیست و چند سال سابقه‌ی زندگی.
عدم تسلط به چندین و چند زبان زنده‌ی دنیا.
نمره‌ی انضباط‌ِ 10 به دلیل آب کردنِ یک کاندوم در زنگ تفریح و گرداندن دورِ حیاط مدرسه.....
محمدرضا گلزار را از نزدیک لمس کرده ام.......

مگه من چیم از شما کم‌تره؟ / افتخارات بلوط
درسته که آقا جلال اصلا به روی خودش نیاورده که از من هم دعوت کنه که از لیست افتخاراتم بنویسم اما من به روی خودم می آرم و خودم مینویسم. در ضمن اگه با دیدگاه جنسگونگی و زبان جنیست زده به این لیست نگاه کنیم جای زنان بسیار خالیست. بشتابید که در این امر مقدس عقب نمونیم. نوشتن افتخارات ....حق مسلم ماست.
کسب عنوان جوانترین متقلب جهان در کلاس اول ابتدایی در امتحان آخر سال ریاضی در سوال بادکنک سمت چب را رنگ کنید. ( از دست رجا صابری که جلوی من مینشست تقلب کردم)
کسب عنوان جوانترین معلم جهان در سن نه سالگی ( به ممد پسر همسایه که کلاس اول بود ریاضی یاد میدادم. مامانش برام بلوز بافت) عکس گرفتن در دیلری لامبورگنی.....

افتخارات سردرگم
قبولی در آزمون پلیس مدارس
انداختن ترقه سیگاری در جیب بروبچز
دریافت دعوتنامه ارکات و جی میل.....

افتخارات سهند خانوم / وبلاگ قصه من قصه تو
گلر ثابت تیم فوتبال خانواده
خلق شاهکار نقاشی در حوالی ۵ سالگی.....

افتخارات شانه‌به‌سر / پیک صبا
کاشف اولیه کرانچی در خانواده.
خونه مون طبقه چهارمه، آسانسور داریم.
دست فرمون دارم تو مایه های سیا ساکتی. لایی هم بلدم بکشم.....

کوله‌بار افتخارات من / شب‌نشینی در جهنم
در هنگام تولد کله ی مبارکم به اندازه یک خربزه رسیده گرمساری! بوده است . (الان این طوری نیستا !)
برادرم از علیرضا خمسه امضا داره
هیچ وقت احمدی نژاد را ملاقات نکردم....

افتخارات من / فردایی روشن
خوردن پستانک تا دو سالگی.
گريه نکردن در اولين روزی که به مدرسه رفتم.
حمام نکردن به مدت ۱۱ روز( آخر سر به زور منو تو حمام انداختند)....

افتخارات زن / آشفتگی‌های ذهن یک زن ایرانی
عدم رفوزه شدن در سال چهارم دبستان!
خیلی افتخاراتی که نمی تونم بنویسم!
نیشی که همیشه بازه و مخصوص مخصوص مخصوص خودمه!
اصلاْ راه نداره، باید ۵۰ تا بشه!
وبلاگ نویسی و این پست بی آبرو!....

افتخارات سعید حاتمی / وبلاگ یک سعید
دومين نفر در خاورميانه هستم که راز مدال‌های اتمی انيشتن را کشف کردم!
افتخار شاشيدن به بيش از ده قله مرتفع‌تر از پنج‌هزار متر در خاورميانه در اختيار بنده می‌باشد. خاطر نشان می‌کنم سخت‌ترين آن شاشيدن در قله مونبلان (بلندترين قله آلپ) در دمای سی درجه زير صفر بود، که بدليل چند متر کمتر از پنج‌هزار متر بودن آن، جزو اين آمار محسوب نمی‌شود.
برای اولين بار در خاورميانه اينجانب اَن دماغ خود را به پارلمان اروپا و آلمان ماليدم. همينطور از خاک اتريش به خاک آلمان ريدم، ولی متأسفانه تلاش برای انجام اين کار در مرز فرانسه و آلمان با شکست مواجه شد!....

افتخارات پانته‌آ / غربتستان
البته ما قرار بود اول يه پتيشن درست کنيم برای نجات از دست جوانترين خبرنگار جهان، اما بعد متوجه شديم که اتفاقاً خيلی روش خوبی رو در پيش گرفته و بايد ازش تقليد کرد! اينه که بنا به دعوت و هل دادن و من بميرم تو بميريهای دوستان، اينجانب نيز فهرستی نه چندان کامل از افتخارات خود تهيه کرده‌ام که توجه شما را به آنها جلب ميکنم:
دست کم ۱۰ فقره دستگيری توسط کميته به خاطر بدحجابی
يک فقره فرار از خانه و رفتن به منزل دايی در سن ۱۴ سالگی
يک فقره فرار از ايران در سن ۱۵ سالگی
پيدا کردن معنی دهها لغت سخت سخت در لغتنامه
يک عدد اسم واقعی
يک عدد اسم مستعار.....

افتخارات یلدا / سبز سفید خط خطی
بعد از خوندن ِ این لیست افتخارات که بسی مبسوط خندیدیم !!
منم گوشه ای از افتخاراتم رو اینجا به ثبت میرسونم ، باشد مشت محکمی بر دهان استکبار و کور شود هر آنکس که نتواند دید !
افتخارات بنده به ترتیب زمانی:
-پا به عرصه ی وجود گذاشتن بعد از اعمال ِ روش های پیشرفته و سخت و سفت جلوگیری و گذر از سد کاندم و قرص جلوگیری و آئودی و دیوار چین و اشعه مادون ِ قرمز و سیم خاردار و غیره (که الحق افتخارم داره )
تنها باز مانده از نژاد لر و شیانلو
دارای مدرک ِ بین المللی ِ زیر آبی در وان ِ حمام ِ منزل عمه جانم اینا
مفتخرم به 7 دوره حضور در مسابقات ِ محلی ِ"فحشای روشن فکر نما......

افتخارات شراگیم / وبلاگ شراگیم
این لیست افتخارات نمی دانم فکر چه کسی بود...چند روز پیش در وبلاگ حامین اولین بار با این پدیده مواجه شدم...یعنی اینکه وبلاگرها بنشینند و لیستی از افتخارات دوران زندگیشان را (البته بهتر بود مینوشتم افتخارات اغلب طنز آمیز زندگیشان را) پشت سر هم ردیف کنند...پیش خودم فکر کردم بد نیست من هم دیگران را با افتخارات خود مفتخر کنم...
در محل کار همکاران آقای "سکولاریسم" صدایم میکنند.
رفیق فابریک بودن با حسین ملکزاده در دوران دبیرستان و پیش دانشگاهی (حسین ملکزاده الان 206 دارد و بسیار مایه دار است)
ندیدن حتی یک قسمت از سریال نرگس.....

افتخارات من /خبرنگار افتخاری نیویورک تایمز
با توجه به این که مدتیست تب نوشتن افتخارات شدیدا در وبلاگستان ،فراگیر شده ،این جانب نیز دیدیم خب ما چی مون از بلاگرهای دیگر کمتر است ؟!و این شد که نشستیم به نوشتن این افتخارات بدیهه!که به ترتیب وقوع مرتب شده اند !
کسب لوح تقدیربهترین انشا در مورد غدیرخم ،از امام جماعت دبستان
"دوچرخه "سواری پنج شنبه ها به مدت چندین سال
وبلاگنویسی مستمر به مدت 11ماه و پنج روز.....

ما اینیم - افتخارات جلال افشار / وبلاگ الفبا
حالا که قرار افتخارات خودمون رو هوا کنیم! ما هم گفتیم، با توجه به اینکه به افتخارات فراوانی نائل آمده ایم، گوشه ای از آن ها را عیان کنیم، البته چون بنده انسان نجیب و بسیار بسیار بی ادعا هستم سعی کردم تا می توانم خلاصه شان کنم!
شکسته شدن تخم مرغ تو سرم در سن ۴ یا ۵ سالگی
جمع کردن آرشیو مجله دانستنی های سابق در چهار سالگی

افتخارات آهو / خشم و هیاهو
دارای مدرک دیپلم انسانی، در شرایطی که همه معتقد بودند از سیکل بالاتر نمی‌رم.
یک سال زودتر به مدرسه وارد شدم(هاها! شیدا دلت بسوزه...)
ملقب به لقب ...خل از طرف بروبچی که منو می‌شناسن.....

افتخارات امید محدث / وبلاگ حذفیات
به لطف این دوستمون که افتخاراتش رو اون گوشه ردیف کرده یه چیز جدید تو بلاگستان مد شد ...اول نادر بعد داریوش بعد هم مریم مهتدی افتخارات خودشون رو پاچیدن تو صورت اونایی که بلاگ هاشون رو می خوندند ... منم که حساسسسسسس گفتم جون امید راه نداره ،توهم افتخاراتت رو اگه ننویسی حذفیات از گلوت پائین نره تا ایشالا مقبول برو بچ بلاگچین (جون بلاگچین یادم بود لینک بدم ..فراموش کردم)(بلاگچین: جیگرتو!) بیوفتد ... به جون خودم اگه به افتخاران من لینک ندین دیگه بقیه افتخاراتم رو نمی گم (بغض)افتخارات من:
از جمله افتخارات فرهنگی این است که دست نوشته های یک کتاب مرحوم پدر رو انداختم تو لباس شویی تا تمیز بشه ... اون کتاب هیچ وقت چاپ نشد
متخصص در امور تقلید صدای معلمان و اساتید ...(تاقبل از دانشگاه )
رفیق رییس جمهور شلخته هستم
وزیر اطلاعات در کابینه رییس جمهور شلخته....

افتخارات من / بچه جنوب شهر
درراستای ورود به تالار افتخارات و ثبت افتخارات خب در نهایت تواضع کوچکترین افتخارات خودم روبگم:
شب تو تاریکی یواشکی رفتن توی آشپزخانه و خوردن حنای خیسکرده به جای حلوا در سن 7-6 سالگی
کلاس سوم دبستان اتاقک نگهبان پارک رو آتیش زدیم و این باعث شد شهرداری خونه بهش بده
هفشت سالم بود که تو ده زنبور کف کله ام رو نیش زد...

افتخارات زهرا / وبلاگ زهرا
از اونجایی که دیدم اکثر وبلاگ نویسا از افتخاراتشون نوشتن و خیلیم بامزه بود، تصمیم گرفتم که لیست افتخارات بی پایان خودم رو بنویسم. این لیست ممکنه آپدیت بشه! می دونین که ما لحظه ای هویجوری داریم افتخار کسب می کنیم:):)
کلاس دوم راهنمایی توی مسابقات سرود استانی مقام سوم رو کسب کردم!
یه‌بار توی ولنتاین یه سوسک واقعی خشک شده هدیه گرفتم. داداشم فرستاده بود به آدرس خوابگاهمون و وقتی درشو باز کردم همه دخترا از اتاقمون فرار کردیم:):)
نشستن روی صندلی مترو به تعداد چند بار اونم توی صبحا و عصرا (توسط زور و هل بانوان دیگر)....

افتخارات سایه / از میان هاشور‌ها
«از آنجا که این روزها مد شده است آدم افتخاراتش را در وبلاگش بنویسد» ، من هم تصمیم گرفتم افتخاراتم را بنویسم تا از سایرین عقب نیفتم!
به دنیا آمدن در پایتخت!
تبدیل شدن نمره ی ۲۰ املایم به ۵/۱۶ بر اثر تقلب در کلاس اول دبستان!
سرودن اولین شعر بی سر و ته در سن ۷ سالگی تحت تأثیر یکی از شعرهای "قیصر امین پور"!
طراحی فرایند "فرار از مدرسه" در کلاس سوم دبستان به همراه یکی از دوستانم، و بعد تا دو سال توهم داشتم که نکند از مدرسه اخراجم کنند!

افتخارات آبنوس
کلیه حقوق این لیست، متعلق به مخترع آن، می باشد
با اجازه از آهو که کلی به من حال داد و تشویقم کرد!
میل کردن خاک گلدان در دوران چار دست و پایی
تشریح تمام کرم های خاکی محلهء وزرا و نگهداری بیش از 67 نوع جانور زیر خاکی بین سنین 3 تا 5 سالگی
(البته اون موقع بیشتر از 67 بلد نبودم بشمرم!)
خفه کردن غاز عزیزم : امیلی، در سن 3 سالگی، با استفاده از صافی آب میوه گیری و شال گردن!

افتخارات صادق جم / بلاگ‌نوشت
حالا كه خيلي از وبلاگستاني‌ها تصميم گرفته‌اند افتخارات‌شان را قاب كنند و در وبلاگشان بزنند تا همگان بدانند كه اينها چه عحوبه‌هايي هستند، من هم به اين امر لبيك مي‌گويم و به دور از شكسته نفسي‌هاي معمول افتخاراتم را پس از 23 سال و اندي زندگي ناقابل به عرض وبلاگشهري‌هاي عزيز مي‌رسانم...
داشتن 2 سال سابقه كار مفيد در شركتهاي كامپيوتري و مراكز اينترنتي!
دارا بودن وبلاگ دات كام!
اهداي دامين بلاگچين به دوستان وبلاگ‌نويس!

افتخارات شایان شلیله / وبلاگ دنیای مجازی یا فاجعه مجازی در ایران
همیشه قبل از رفتن به استخر گریه می کردم
گوینده رادیو وبنا هستم
در کودکی یک روز 3 کیلو رب گوجه فرنگی خوردم
قدیم قدیما به "شلوغ" می گفتم "پلوخ"....

افتخارات پژمان / یه وجب خاک اینترنت
پینک فلوید را من در ایران کشف کردم!
محفوظ شده توسط انواع دعاهای مادر و قربون صدقه
دارای اینترنت بدون فیلتر!
چندین بار شامپاین خورده ام
با حسین درخشان چایی هم خورده ام.....

افتخارات فرهاد اصغرزاده / گلوریا
گوسفند سواری به شکلی بسیار ماهرانه در سنین 4 و 5 سالگی در ولایت
توانایی رفتن به استخر تا زانو در سن 6 سالگی
خوردن روزانه 10-20 عدد سیب درشت از محصولات باغ خانوادگی....

افتخارات مریم گلی سابق ماتادور فعلی / یُغورت
برام مهم نیست که این قضیه ی نوشتن افتخارات شخصی منشا و مبدا ش چیه فقط برام جالبه و دلم خواسته که منم حتما افتخاراتمو بنویسم . من به جنبه ی سرگرمی بودنش اهمیت می دم. پس این شما و این هم افتخاراتی که بنده در عرض ۶-۲۵ سال زندگی پرثمر کسب نموده ام :
خوردن پستونک تا سن چهار سالگی.
حرف نزدن تا سن شش سالگی.(کسی جز یک سلام کوتاه چیزی از من نشنیده بود)
تصمیم برای مهندس شدن و اعلام آن به پدرم.
فرار از مدرسه در تاریخ 2 مهر 1366 . یعنی دقیقا دومین روز از کلاس اول دبستان.
رکورد ته کلاس نشینی به خاطر دراز بودن در تمام طول تحصیل

افتخارات مصطفی قوانلو قاجار / روزنامه‌نگار نو
...بسیار کار جالب و پسندیده ای بود. این کار باعث می شود ادم با نگاه بیشتری به گذشته خودش نگاه کند. اگر افتخارات من را خواندید در موردم بد فکر نکنید:
افتخارات کودکی
سابقه سفر به ایتالیا و یونان در زمانی که جنینی 5 ماهه بودم
بوس کردن لپ دخترهای کوچولو به دستور بزرگترها وقتی 3 سالم بود
سفر به چین و ماچین در پنج سالگی (اقامت دوساعته در فرودگاه پکن و پرواز به توکیو)
کشیدن دماغ میکی موس ژاپنی در دیسیلند توکیو در حالی که صدای آدمک تویش بدجور در آمد....

افتخارات من / روی جاده نم‌ناک
به جز چوب ته سیب همه‌ی آن را با هسته و غیره می‌خورم
یک بار یک عنکبوت ریز صورتی رنگ را زنده زنده بلعیده‌ام
در سن 13 سالگی سه لیوان بزرگ ودکا را یک‌جا سرکشیدم و مدت 30 ثانیه قلبم از کار افتاد.
در هشت سالگی سوار یک فیل واقعی شدم....
.... پی‌نوشت: لیست افتخارات طنزآمیزی که این روزها بلاگرها می‌نویسند چیزی فراتر از یک هجو یا طنز ساده و شوخی با شخص کوروش ضیابری است. همه ما از مجموعه رفتارهایی که کوروش ضیابری شاخص آن است به تنگ آمده‌ایم. کوروش ضیابری شاید یکی از بدترین نمونه‌های این نوع رفتار باشد ولی این رفتار تنها به او منحصر نمی‌شود. روزانه هزاران اسپم فارسی و غیر فارسی در نظرخواهی‌ها ثبت می‌شود و معضل اصلی بسیاری از سرویس‌دهنده‌های اینترنتی مبارزه با اسپم در نظرخواهی‌ها و به خصوص ایمیل‌ها شده است. همه ما روزانه با آدم‌های فراوانی در زندگی واقعی و مجازی روبرو می‌شویم که لیستی از افتخارات واقعی و غیر واقعی خود را پشت خود آویزان کرده‌اند و نه تنها دائماً آن را توی صورت ما می‌زنند، بلکه به پشتوانه آن به خود اجازه می‌دهند هر گونه توهین و رفتار زننده که می‌خواهند با ما داشته باشند. این اعتراض تنها به کوروش ضیابری نیست. همه‌ی کسانی که با خودپسندی و رفتار بدون نزاکت و لحن پرخاش‌جویانه با ما رفتار می‌کنند و همه آنها که به ما با بمباران اسپم‌هایشان توهین می‌کنند هدف این موج طنز آمیز هستند. به نظر من معنی این حرکت در پس ظاهر طنز آن تنها یک چیز است: "ما از رفتاری که توسط این گونه اشخاص با ما می‌شود خسته شده‌ایم و مایل نیستیم ادامه پیدا کند."خلاصه وقتی هر گونه تذکر یا نصیحت مودبانه به پرخاش شدیدتر و بیشتر شدن بمباران از جانب این افراد منجر می‌شود، تنها یکی از عکس‌العمل و برخوردهای منطقی که در مقابل این نوع رفتار می‌شود نشان داد همین به طنز کشیدن مودبانه آن است.

نهضت افتخارات همچنان ادامه دارد / افتخارات کورش ضیابری
....گفتيم تا بخشي ناگفته از افتخارات فجيع خودمان را كه گوش هر شيطاني را كر و زبان هر شيطاني را قاصر از تكلم مي‌سازد، بيان بنماييم، باشد كه يك سري سوژه‌ي جديد ساخته شود و...

لازم به ذكر است اين افتخارات كاملاً انحصاري هستند و شعبه‌ي ديگري ندارند! و البته يادتان نرود ما مثل هميشه در صدر هستيم و از فوران شديد اعتماد به نفس، اين مغزها و اعصاب است كه فوران مي‌زند!
رياست افتخاري و غيرمحسوس! انجمن بلاگرهاي افتخارآفرين ايران
ايده‌دهنده‌ي غيرمحسوس، نامحسوس و تمام‌محسوس بلاگرهايي كه صاحب افتخار هستند براي رو كردن افتخارات ناگفته، نگفته و گفته‌نشده‌شان!
كاشف استعدادهاي نهفته، خفته و آشفته‌ي بلاگرهايي كه فكر مي‌كردند هيچ استعدادي ندارند در حالي كه سرتاسر حركات و سكناتشان، افتخاري براي جهان بشريت محسوب مي‌شود
سرگرم كردن بلاگستان يخ‌زده و بيكار فارسي كه مدت زيادي بود سوژه‌ي داغ و باحالي براي شانتاژ و شلوغ‌بازي نداشت!
سپر بلا قرار گرفتن آماج تيرهايي كه از مغز و اعصاب بلاگرهاي خشمناك و عصباني مي‌گذشت و ممكن بود تلفاتي فراتر از جاني، مالي، اقتصادي و ورزشي به بار بياورد..........

افتخارات هاله / وبلاگ بخاری
دارای سابقه ی نوشتاری در ماهنامه مدرسه مان که به مدرسه راهنمایی بغل دستی هم چند نسخه ای می رسد.
سابقه نوشتن 8 نامه به مجله ی وزین آینده سازان....یک بار هم به دفتر تحریریه تلفن زده ام.
سابقه آشنایی با آقای جلال سمیعی از طریق آینده سازان.
اد کردن آیدی آقای جلال سمیعی در اد لیست.
مفتخر شدن به لقب «دخترم» از طرف آقای سمیعی در هنگام چت کردن....

افتخارات آرمان آریایی / فردای روشن
از آنجايی که تعدادی از وبلاگنويسان بنا داشته اند تا افتخارات بی شمار خود را به نگارش درآورند گفتم منهم چند خط قلم فرسايی کنم تا از قافله عقب نمانده باشم.
به دنيا آمدن در گرمترين ساعتِ گرمترين روز سال(اول تير هنگام اذان ظهر).
سوار هواپيما شدن در شير خوارگي.
خوردن پستانک تا دو سالگی.
مسافرت های متعدد با هواپيماهای بويينگ و ايرباس...

افتخارات / خیابان شماره 11
مسلط به زبان های زنده فارسی و انگلیسی و لری الیگودرزی
میتوانم ویندوز را بدون کمک کسی نصب نمایم
دایی من با خواننده لوس آنجلسی .طوفان. عکس دارد. (مربوط به ۳۰ سال پیش)
باجناق همسایه مان سفیر ایران در سودان است.

من و افتخاراتم / وبلاگ مهرواژ
بعد از هر بار آپدیت برای پینگ کردن وبلاگم از بلاگ رولینگ استفاده می کنم
گرفتن حال جوانترین خبرنگار جهان
در 2 سالگی برگ باباآدم گاز زدم و دهانم سوخت
عضو گروه سرود مدرسه راهنمایی
سریع ترین تایپیست sms

لیست افتخارات یک مریم / خواب زمستونی
مد شده تو وبلاگ ها از افتخاراتشون مینویسن! منم بی دعوت این کار رو میکنم چون به قول ایشون مگه من چی ام از دیگران کم تره؟!
لیست افتخارات من ( از خودتون ناامید نشین چون خواستن توانستن است ) :
متولد شدن با عیسی مسیح در یک روز.
رکورد دار جوان‌ترین شاگرد کلاس زبان در چند ترم متوالی.
تنها شاگرد زرنگ کلاس زبان که از زبان خوندن بدش میومد.
دارای ۲۴ جلد کتاب خونده نشده.....

من مفتخرم... / ارمغان زمان‌فشمی
یش ازآن که پرونده اشعارخواستگاری را باز کنم متوجه شدم نهضتی در وبلاگهای بروبچز شکل گرفته به نام "نهضت افتخارات" و همه دارند به بهانه طنزنوشتن، به خودشان و استخوان مرده هایشان افتخار می کنند!به من هم گفتند این کار رابکنم که با کمال میل پذیرفتم.مگر من چه چیزم ازبقیه کمتراست؟ هرچیزم هم که کمتر باشد، افتخاراتم کمترنیست!بنابراین من مفتخرم که:
توانسته ام به دنیا بیایم.
عموی پدربزرگم پزشک مخصوص ناصرالدین شاه بود.
دخترعمه پدربزرگم یکی از زنان ناصرالدین شاه بود.
شوهرعمه پدربزرگم پیشنماز تهران بود....

افتخارات آقا شاپور / کشکول جوانی
سلام .
جونم واستون بگه که هر کسی یه چیزی داره که بهش افتخار کنه .یکی خونه بزرگ ، یکی ماشین لوکس ، یکی سایت درست حسابی ، یکی زن و بچه ، یکی حامد !!!
ولی من هیچ کدوم از اینا رو ندارم . عوضش یه چیزی دارم که بهش افتخار کنم و اونم موتور سیکلتمه . اسمشو گذاشتم شاپور آقا . خلاصه اگه جایی دیدین که به جای استفاده از کلمه نامانوس موتور سیکلت می گم شاپور آقا بدونید منظور همون خوشگل خودمه .
قبل از اینکه شروع کنم افتخارات آقا شاپور رو بگم فقط میخوام بدونید که خیلی آقا شاپور حساسه . یه روز داشتم تو خیابون می رفتم یهو نیم متر رفتیم بالا و اومدیم پائین . بعد که اومدم پائین از آقا شاپور (مثلا شما نمیدونید من خوردم زمین) دیدم یه مورچه رفته زیر لاستیک موتور و ما این همه بالا پرت شدیم . خلاصه یه وقت فکر نکنید کم دنده و بلبرینگاش خرابه ها . اصلا فقط چون دیجیتالیه خیلی دقیقه .
افتخارات آقا شاپور (موتور سیکلت حامد خفن )
عدم بهره گیری از چراغ جلو و عقب و راهنما ( آقا شاپور از این قرتی بازی ها خیلی بدش میاد)
عدم وجود بوق و آینه ( ماشین عروس که نیست ، موتوره . هی بوق بوق راه بندازه که چی ؟)
دارای دو عدد خورجین در ابعاد دو گونی برنج ۵۰ کیلویی
با بیش از ۳۰ سال سابقه کار فعال و ۱۰ سال سابقه کار غیر فعال!.....

افتخارات حسن علی‌شیری / وبلاگ گزاره
جلال نازنینم، موجی در اهالی وبلاگستان انداخته که بیا و ببین! همه شروع کرده‌اند به نوشتن فهرست افتخاراتشان. من هم برای عقب نماندن از جماعت مفتخران و پیوستن به تالار افتخارات وبلاگستان افتخاراتم را در اینجا لیست کرده‌ام. باشد برای ثبت در تاریخ! (تازه بر خلاف خیلی از بچه‌ها بیشتر افتخارات من واقعی‌اند)
تولد در بیمارستانی که می‌گویند بچه‌ی دوم جمشید مشایخی هم در آن دنیا آمده
مسلط به زبان فارسی دری، انگلیسی میانه و گذراندن نه واحد زبان فرانسه بدون حتا حفظ کردن یک کلمه!
سرودن اولین شعر بی‌وزن و قافیه در سن سه‌ ساله‌گی و ملقب شدن به لقب «رویایی» توسط اهالی فامیل (در حالی که هیچ کدامشان یداله رویایی را نمی‌شناختند)
خواننده‌ی پیگیر و مداوم مجله‌ی «کیهان بچه‌ها» از سن 6 ساله‌گی (آن هم وقتی قیمتش 2 تومان بود و قدم به پنجره‌ی دکه‌ی روزنامه‌فروشی نمی‎‌رسید)
کلاس اول که بودم یک هفته‌ای تمام کتاب فارسی را خواندم.....

این افتخارات که گفتی یعنی چه؟ / اندیشه نو
بالاخره قرعه به نام ما افتاد تا شمه‌ای از افتخارات مباهانه‌ی اینجانب در دفتر افتخارات ایرانیان با جلال و شکوه فراوان ثبت و مهر شود. باشد که موجبات سربلندی و فخرآفرینی برای ایران و ایرانی باشد. آرشیو پرونده افتخارات
دارای موی سر بوررنگ فرفری فرم در ایام طفولیت.
قورت دادن یک عدد ماهی قرمز صید شده از تنگ در ایام طفولیت ایضاً.
متخصص در پرتاپ انواع اسباب بازی و لوازم آشپزخانه از طبقه‌ی هشتم.
خیس نکردن پوشک حتی یک‌بار.
اجرای کنسرت‌های متعدد در حمام بدون حضور مهمان.....

افتخارات سعید / کهنه حصیر
خوب اینم از افتخارات من:
تعارف کردن باقلی پخته به عزت‌اله انتظامی (اونم برداشت خورد!)
دیدن رضا کیانیان، دوبار!
ندیدن آنجلینا جولی، حتی یکبار!
آوردن رتبه 2002 کنکور در سال 1998.
گم نکردن کیف پول و دسته کلید تا این لحظه از عمرم!
غش کردن از بوی الکل 8 درصد!
استفاده از کرم صورت به جای خمیردندون در 20 سالگی.
گرفتن یک سوسک زنده با دست برهنه از داخل کیف خانم دوستم.
آمپول بازی نکردن در کودکی!....

افتخارات ماشنکا / قصه من قصه تو
من دوست ندارم ازین حرفا بزنم چون ریا میشه..ولی خوب همه گفتن منم افتخاراتمو میگم...
هم استانی بودن با ميرزاكوچك خان جنگلي و پرفسور رضا و پرفسور سميعي و هم وطن بودن با فردي مركوري و انوشه انصاري و اميد كوهستاني و پير اميديار... 1-به مدت 1-2 سال هر روز صبح سر صف دبستان به طرز بسيار پرشوري برنامه صبحگاهي و دعا و رازونياز اجرا مي كردم!..
شركت اجباري هر ساله در المپياد هاي علمي دوران ابتدايي به علت نبود هيچ داوطلب ديگردر مدرسه..
نفر اول شدن در المپياد در كلاس چهارم ابتدايي و باخبر نبودن از اين مطلب تا 1 سال بعد كه دختر عموم بهم گفت!
پيشنهاد كمك مالي بيشتر از طرف مادر به شرطي كه ناخن هامو بلند كنم و موهامو شونه بزنم...
ساختن جمله بسيار زيباي : عشق به پرسپوليس عشق به همه خوبيهاست".....

افتخارات ملا حسنی / ملاحسنی درکانادا
کشف قانون جاذبه از طريق پرتاب کردن یک سيب بهوا و سقوط آن بطرف زمين که درکتابهای فيزيک از آن بنام قانون نيوتن یاد میشود
از حفظ بودن شعر « يک توپ دارم قلقليه. ميزنيم زمين هوا ميره. نميدونی تا کجا ميره.....»
گواهينامه قبولی کلاس اول ابتدايی در شهريورماه با استفاده از قانون تک ماده و معدل ۱۰....

افتخارات مریم / وبلاگ مریمی
ساعت دو و نيم نصفه شب تو مكه تنهايي سوار تاكسي شدم.
در 24 سالگي با يك دختر 23 ساله فرانسوي رفتم سيستان بلوچستان.
تو مسجدالحرام جلوي شورتيا(مامورهاي عربستان)از كعبه عكس گرفتم.
خودم رو جوري به مظلوميت ميزنم كه همه فكر كنند حق با منه.
تو 5 سالگي پاهام رو 180 درجه باز ميكردم.
تو 6 سالگي از دوچرخه افتادم پايين سرم شكست...

افتخارات من / قرار وبلاگی
افتخار وبلاگنويسي به مدت 4-5 سال!
افتخار برگزاری قرار وبلاگی جشنواره وب
افتخار شرکت در چندين قرار وبلاگی همراه با گروههای مختلف وبلاگنويسان
افتخار دو بار خواستگاری وبلاگی متاسفانه ناموفق...

افتخارات من / از روزگار رفته حکایت
در راستای نوشتن افتخارات، لازم دیدم به جهت کم نیاوردن، من هم گوشه‌ای از افتخارات بی‌شمارم را بنویسم. تا به حول (شایدم هول!؟) و قوه الهی بتوانم به شما توفیق کنم.
به علت فوران احساسات میهن پرستانه، در ایران به دنیا آمدم، با اینکه فرصت‌های انتخاب بی‌شماری پیش رویم بود.
تسلط کامل بر زبان فارسی از همان ایام طفولیت
دریافت ده‌ها لوح افتخار(از آفرین تا صد آفرین) از معلم دبستان
در خانه کامپیوتر دارم.....

افتخارات مژگان / نی‌نی جون
ای بابا مونده بود که نوشتن افتخارات آدم مد بشه که اونم شد! خب حيفه که منم شما رو از شنيدن اين همه افتخار مستفيض نکنم و یه گوشه ای از اونا رو اينجا به ثبت نرسونم .....اصلا انرژی هسته ای حق مسلم ماست.
به دنيا اومدن درروز بزرگداشت کودتای ۲۸ مرداد
همبازی شدن با پسرا دردوران کودکی
بازی نکردن بازيه به نام خاله بازی
درست کردن يه شامپو با بستنی يخی وامتحانش رو سر دختر همسايمون
انتخاب شدن برای تقليد صدا تو کانون پرورشی
اولين کسی که گوزيدن بدون دست واختراع کرد.....

افتخارات من / ماهی دودی
مخترع زبان بکتاشی هستم
بسادگی میتونم بین مسائلی که در ظاهر کوچکترین ارتباطی با هم ندارن ارتباطی عمیق و مستحکم برقرار کنم!
از تیریپ استعدادای درخشان خوشم میومد اما هم پنجم دبستان هم سوم راهنمایی برای آزمونش خواب موندم
مادر بزرگم خان زاده بود
کاشف معقوله "دیالوگ تخریبی" در ادبیات هستم و در گسترش و پروشِش هم زحمات زیادی کشیدم.....

افتخارات من / یادداشت‌های یک اطلاع رسان
اخیرا نهضت افتخار نویسی در بلاگستان به راه افتاده و من هم تصمیم گرفتم که افتخارات زندگیم رو اینجا قرار بدم . همین جا به سایر
دوستان و بویژه دوستان کتابدار توصیه می کنم اونها هم زود بجنبند و افتخارات زندگیشون رو منتشر کنند .
در همان بدو تولد رکورد تپل ترین بچه ی فامیل رو شکستم
در هفت سالگی به مدرسه رفتم!
هیچ گاه از واکسن نهراسیدم.
به نظر یکی از معلمای ریاضیم باید یک دانشمند ریاضی می شدم.
در الپیاد ریاضی نمره منفی گرفتم!.....

افتخارات من / وبلاگ هیولا
خبر رو اول از اینجا خودندم و بعد دیدم که اوووه، این یه هفته‌ای که ما مسافرت بودیم چقدر همه دارن افتخارات زندگیشون رو می‌نویسن! مام آب دستمون بود پرت کردیم یه ور و کیبورد به دست نشستیم به تایپیدن که از قافله عقب نیوفتیم. تا اینجا که دیدم قضیه از اینجا آب می‌خوره ولی همسایه طبقه بالایی‌هامون می‌گفت که خودش همین امروز توو صف شیر با همین دوتا گوشای خودش شنیده بود که اقدس خانوم بازم با دوتا گوشای خودش از کتی جون شنیده که به بهترین لیست افتخاراتی که نوشته بشه جایزه یه Rio می‌دن.
مقدمتاً عرض کنم که مسلمه همه ما تا حالا یه گندهایی توو زندگیمون زدیم و قرار نیست الان به اونا اعتراف کنیم، بلکه وقت اونه که به گل‌هایی که توو زندگی کاشتیم بنازیم، پس برو بریم که نوشتن افتخارات از حقوق مسلم ماست:
در اینجا به دنیا نیامدم! چون مادرم اهل اینجا نیست! و زادگاهم Daegu در کُره جنوبی است (همون شهری که یه استادیوم خیلی خوشگل و باصفا! داره و چنتا بازی حساس جام جهانی 2002 هم اونجا برگزار شد). شایدم برای همین باشه که هیچ وقت احساس نمی‌کنم کاملاً ایرانی هستم.
در سن 12 سالگی و پایان دوران مدرسه از چادر متنفر شدم.
درس خوبم همیشه عامل نجاتم در مقابل شیطنت‌هایی که در مدرسه می‌کردم بود.
انسانهای زرنگ از ردیف 17 و 18 و با استفاده از رابطه تعددی می‌تونن یه نتیجه اخلاقی بگیرن.
* آنتراکت بدم خسته نشین:
هر کی گفت این یارو گوسفنده چند بار از روی نرده می‌پره؟ خودم بهش یه Rio می‌دم :D.....
!!
خب برگردیم به موضوع، تا کجا پیش رفته بودیم؟ آها شماره 25 بودیم:....

افتخارات من / یک مرد
عطف به اینکه اینروزها هر کس از خانه قهر می کند لیست افتخاراتش را منتشر می کند و عطف به اینکه ما هم با خانه قهریم لذا لیست افتخارات ما به این شرح اعلام می گردد(این لیست قابل آپدیت شدن می باشد):
- اجرای کنسرت های شجریان؛ ناظری؛ برایان آدامز و ... به دفعات هنگام رانندگی و در حمام- 25 سال زندگی شریف بدون عاشق شدن؛ معشوق بودن؛ شکست عاطفی یا هر کوفت دیگر- انجام عمل تقلب در کلیه امتحانات؛ حتی کنکور؛ پس از دوم راهنمایی (امتحانات اپن بوک استثنا می باشند)- دیدار از فاصله نیم متری با یکی از بزرگترین سفاکان قرن؛ صدام (در شهر کربلا)- عدم داشتن معدل بیست در طول زندگی (حتی اول دبستان)...

افتخارات من / وبلاگ سیاه،‌ آبی، سفید
افتخار نثار نمودن انواع و اقسام فحش هاي آبدار به سلطان علي دايي در راستاي نهادينه نمودن ايشان
افتخار پوشیدن پیراهن تیم ملی برزیل در سن ۱۰ سالگی در مسابقات فوتبال کوچه های خیابان کوکب واقع در خیابان ستارخان، بین باقرخان و پاتریس لومومبا. پذیرایی به صرف شیرینی و شام. حضور شما سردران گرامی موجب شادی روح آن مرحوم و تسلّی خاطر بازماندگان خواهد شد.
یه بار وسط هفته، از سر امیرآباد شمالی اومدم تا جنت آباد و بعدش از جنت آباد رفتم تا سر میرداماد و ۲۲ دقیقه طول کشید، از ساعت ۲۰:۵۰ تا ۲۱:۱۲ اونم با پراید...

Dont care a rap / افتخارات النا
طبق معمول من از خواب زمستانی بیدار شدم و تازه چشمم به لیست افتخارات افتاد...
افتخارات علمی، فرهنگی:
داشتن ید طولا در افتادن دروس فیزیک دبیرستان!
بردن کادوهای فراوان برای معلم شیمی سال اول دبیرستان.
دو سال ماندن پشت کنکور با پروئیه تمام.
داشتن حدود 50 کتاب تست مخصوص علوم‌تجربی و ریاضی از کانون و آیندگان و گاج و... با رنگ‌ها و طرح‌های مختلف.
دو سال عضویت دائم و حضور پررنگ در آزمون‌های کانون فرهنگی آموزش!...


مطالب مرتبط:
اکس پارتی
دو کلمه سرگشاده و راحت با کورش ضیابری
طنز، اهانت یا توهین خانوادگی؟
پژوهشی کوچک در اجتماع وبلاگستان
یک پیشنهاد انقلابی برای کورش ضیابری
شکایت از که کنم / گوشزد
ليست افتخارات سلبريتى‌هاى مجازى! +
روزی که وبلاگ‌ستان حقیر بود
من متحول شدم... / ایمان امروز
نقد یا توهین؟ / وبلاگ مهرواژ
...این فایل صوتی برخلاف نوشته ی قبلی آقای منصور نه تنها خنده ای را بر لب نمی نشونه بلکه رو لبها خشک می کنه!

**در وبلاگ هنوز، تکذیبیه‌ای نوشته شده است که جهت اطلاع از چند و چون آن،‌ کامنت‌های همین مطلب (افتخارات) را مرور کنید.


بایگانی‌های دیگر:
وبلاگستان در سفر خانم انوشه انصاری به فضا
وبلاگستان در یکصدمین سالروز تولد شهریار
وبلاگستان پارسی و درگذشت خانم اوریانا فالاچی
وبلاگستان و توقیف روزنامه شرق
وبلاگستان فارسي و سالگرد فاجعه يازدهم سپتامبر
بازتاب‌های سفر آقای خاتمی به آمریکا در وبلاگستان
وبلاگستان و سانحه هواپیمای توپولوف در مشهد
وبلاگستان و آزادی رامین جهانبگلو